خوب سلام سلام به همه ی دوستای گلم که واقعا دوسشون دارم..
خوبین کبدا.... ببشخید اخه توی کتاب عربیمون جیگر و گفته کبد...

خوب این اپی که میخوام بزارم یکم متفاوت تر از اپای دیگه ام....خوب میریم
سر اصل مطلب....
مردهای بیچاره...
۱.با هزارتا شوق میره سر قرار با اولین دوست دخترش...کلی تیپ
میزنه...دختر بهش میگه من که از دور دیده بودمت فکر کردم ریش داری!!!
پسر:بهم میومد؟ دختر:(تو رودروایسی گیر میکنه.با اینکه از ریش متنفره)
خوشکل بودی...
از فرداش پسر مصر میشه که ریش بزاره واسه اینکه دلبری کنه از دختر
گوشیش زنگ میزنه:دختر(الو سلام عزیزم دلم واست تنگ شده کی میای
ببینمت)
پسر(سلام عزیزم میدونی تو خونوادمون یه مشکل پیش اومد نمیتونم تا چند
روزی بیام)
بعد از ۳هفته.... ۲ومین قرار: پسر مثل یه اژدهای پشمالو ظاهر میشه

هی به دختر نگاه میکنه منتظر تعریف و تمجید میبینه دختر هیچی نمیگه
میگه: امروز بچه ها بهم گفتن خیلی تغییر کردی با ریش...

دختر.... اره عزیزم خوبه ولی میدونی بدون ریش اصلا یه چیز دیگه ای
میشی...
به نظرتون اون پسر بیچاره چه حسی میتونه داشته باشه وقتی اون همه
خودشو تو خونه حبس کرده و از خیلی از تفریحاش گذشته؟؟؟؟

۲.به خاطر شوقی که داره میگه به دوست دخترش که بیا با هم بریم
لباسامو تو به سلیقه ی خودت انتخاب کن (اما به دلیل اینکه هنوز پول تو
جیبیش دست مامانش اینای باید فقط انتخاب کنه و بعدا با مامیش بیاد) کلی
میرن اینور اونور و لباس انتخاب میکنن بالاخره پسند خانوم خانوما میشه....
روز بعدش پسر با مامی میره که بخره... مامان اینو اینو اینو من میخوام
مامی:(خوب پسر جان قشنگ نگاه کن ببین از چی بیشتر خوشت میاد من
دیگه حوصله ندارم بعدا بیاما)
دختره همه چیو بهش گفته بود که کدوم رنگ کدوم مدل واینکه کجا هست اون مدل...
بالاخره با کلی کلکل با مامی میخره روز ۵مین قرار...

با بهترین لباسا که باب میل خانوم هست میره سر قرار...

پسر:چطور تیپم؟
دختر: یه چرخ بزن ببینمت...

خیلی خیلی خوشکل شدی
نفسم..................................ولی چرا شلوار جدیدتو پات نکردی؟؟؟
نفس همونه دیگه خودت گفتی ردیف دوم سومی
دختر: نه اقا من گفتم ردیف سوم دومی.......

پسر:

خوب حالا نظرتون راجع به این پسرای بیچاره که فکر میکنن اون مارو
شاسگول دارن چیه؟؟؟؟

مهران جون داداشی دارم هنوز واست....